تبليغاتX
˙·▪●ما هیچ ، ما نگاه●▪·˙

˙·▪●ما هیچ ، ما نگاه●▪·˙

بهترین چیز رسیدن به نگاهی است که از حادثه ی عشق ترست

حسینی ام ولی در وادی عشق گدای حضرت ابن رضایم!


نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388ساعت 16:34 توسط عباس کریمی| |

اولین کتاب تاریخ زرین شهر مرکز شهرستان لنجان

نویسنده: مهندس حسین پارسا

این کتاب حاصل 12 سال تحقیق و جستوجو در مورد شهر زرین شهر میباشد.

شامل تاریخچه کامل شهر، اشخاص بزرگ و ...

پرساکلاب ...... تاریخچه ریز


نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388ساعت 17:34 توسط عباس کریمی| |

نوشته شده در شنبه بیست و سوم آبان 1388ساعت 19:58 توسط عباس کریمی| |

ده مرو ده مرد را احمق کند

عقل را بی نور و بی رونق کند

قول پیغامبر شنو ای مجتبی

گور عقل آمد وطن در روستا

هر که  در رستا بود روزی و شام

تا بماهی عقل او نبود تمام

تا بماهی احمقی با او بود

از حشیش ده جز اینها چه درود

وانک ماهی باشد اندر روستا

روزگاری باشدش جهل و عمی

ده چه باشد شیخ واصل ناشده

دست در تقلید و حجت در زده

پیش شهر عقل کلی این حواس

چون خران چشم‌بسته در خراس

                       

 دفتر سوم مثنوی

نوشته شده در سه شنبه نوزدهم آبان 1388ساعت 20:28 توسط عباس کریمی| |

دوست داشتن از عشق برتر است . عشق یک جوشش کور است و پیوندی از سر نابینائی . اما دوست داشتن پیوندی خوداگاه و از روی بصیرت روشن و زلال . عشق بیشتر از غریزه اب میخورد و هر چه از غریزه سر زند بی ارزش است و دوست داشتن از روح طلوع میکند و تا هر جا یک روح ارتفاع دارد دوست داشتن نیز همگام با ان اوج میابد.

عشق با شناسنامه بی ارتباط نیست و گذر فصلها و عبور سالها بر ان اثر میگذارد اما دوست داشتن ورای سن و زمان و مزاج زندگی میکند و بر اشیانه ی بلندش روز و روزگار را دستی نیست.

دوست داشتن چنان در روح غرق است و گیج و جذب زیبایی های روح که زیبایی های محسوس را به گونه ای دیگر میبیند. عشق طوفانی و متلاطم  و بوقلمون صفت است اما دوست داشتن ارام و استوار و پر وقار و سرشار از نجابت!!!

همیشه دوست داشته باشید و عاشق نباشید!

خدایا کمکمون کن تا دوستت داشته باشیم.

دوستون دارم.....



دکتر شریعتی

نوشته شده در سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت 14:28 توسط عباس کریمی| |

نوشته شده در یکشنبه دهم آبان 1388ساعت 17:19 توسط عباس کریمی| |

پنج وارونه چه معنا دارد؟؟ 

خواهر کوچکم این را پرسید

من به او خندیدم 

کمی آزرده و حیرت زده گفت

روی دیوار و درختان دیدم 

بازهم خندیدم 

گفت دیروز خودم دیدم 

مهران پسر همسایه پنج وارونه به مینو میداد

آنقدر خنده برم داشت که طفلک ترسید

بغلش کردم و بوسیدم و با خود گفتم

بعدها وقتی غم

سقف کوتاه دلت را خم کرد

بی گمان می فهمی

نوشته شده در شنبه نهم آبان 1388ساعت 14:32 توسط عباس کریمی| |

نقاره ها ز اوج مناره وزیده اند


مردم صدای آمدنت را شنیده اند


زیباتر از همیشه شده آستان تو


آقا! چقدر ریسه برایت کشیده اند


نوشته شده در پنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت 19:33 توسط عباس کریمی| |

 - هیچگاه به اندازه زمانی که به یاد دوستان خوبم می افتم شاد نمی شوم.  

  ویلیام شکسپیر

- دوست خوب خوشبختی را دوبرابر و بدبختی را نصف می کند. 

  ویلیام شکسپیر

- دوست بهتر است یا برادر؟ دوست برادری است که به میل خود انتخاب می کنید.    

  امیل فارگو

- یک دوست خوب هدیه ای است که شما به خودتان می دهید.  

  رابرت لوییس استیونسن-

 زمانی شاد هستیم که برای رویاهای دنیای درونمان مشابهی در دنیای خارج وجود داشته باشد.

ویلیام باتلریتس - شاعر و نمایشنامه نویس ایرلندی

- خوشبختی مانند عطر است نمی توانی بدون بهره بردن چند قطره آن را به دیگری بدهی.

جیمز ون درزی - عکاس آمریکایی

- بالاترین سعادت در زندگی ایمان داشتن به این نکته است که دیگران به ما عشق می ورزند.

ویکتور هوگو - رمان نویس فرانسوی

- به ازاء هر دقیقه عصبانیت شصت ثانیه شادی را از دست می دهید.

رالف والدو امرسون - شاعر و مقاله نویس آمریکایی 

نوشته شده در چهارشنبه ششم آبان 1388ساعت 14:27 توسط عباس کریمی| |

دنیا را بد ساخته اند.........

كسی را كه دوست داری،تورادوست نمی دارد.

و كسـی كه تورا دوست دارد ،تو دوستش نمی داری اما كسی كه تو دوستش داری و او هم تو را دوست دارد به رسم و آیین هرگز به هم نمی رسند.

و این رنج است.

زندگی یعنی این....

(دكترعلی شریعتی)

نوشته شده در جمعه یکم آبان 1388ساعت 14:25 توسط عباس کریمی| |

خدایا!

هر چه را دوست داشتم از من گرفتی

به هر چه دل بستم دلم را شکستی

به هر چیزی که عشق ورزیدم زائل کردی

هر کجا قلبم ارامش یافت تو مشوش نمودی

هروقت که دلم به جایی استقرار یافت اواره ام کردی

هر زمان به چیزی دل بستم تو امیدم را کور کردی

تا:

به چیزی دل نبندم و کسی رابجای تو نگیرم

درجایی استقرار نیابم و بجای تو محبوبی و معشوقی نگیرم

جز تو در جایی دیگر به کسی دیگر و نقطه ای دیگر ارامش نیابم

تو را بخواهم تو را بخوانم تو را بجویم و تو را پرستش کنم!



چمران

نوشته شده در جمعه یکم آبان 1388ساعت 14:21 توسط عباس کریمی| |