تبليغاتX
˙·▪●ما هیچ ، ما نگاه●▪·˙

˙·▪●ما هیچ ، ما نگاه●▪·˙

بهترین چیز رسیدن به نگاهی است که از حادثه ی عشق ترست

دوم تیر تولدمنه!

 

 

 

نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387ساعت 12:3 توسط عباس کریمی| |
  • گاهی وقتهاچقدر ساده عروسک می شویم ؛ نه لبخند می زنیم نه شکایت می کنیم ؛ فقط
    احمقانه سکوت می کنیم.... 
     

 

نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387ساعت 17:13 توسط عباس کریمی| |
چند نکته قابل تأمل :
زنگ تفریح دنیا ؛ گذرا می باشد . زنگ بعد ؛ حساب داریم !!
در طوفان حوادث ؛ با خدا بودن کارگشاست نه (ناخدا بودن)
امروز اولین روز از باقیمانده عمر ماست ...
"حرف خوب زدن" مهم تر است از( خوب حرف زدن)
با هر نفس ؛ یک گام به لحظه مرگ نزدیکتر می شویم !!
هرگز" امید"راازکسی سلب نکن ؛ شاید این تنهاچیزی است که دارد
قاضی روز جزا ؛ خود ؛ شاهد اعمال ماست .
--------------------------------------------------------
و یک نکته ی دیگر :
( فاطمیه وعاشورا محصول به فراموشی سپردن غدیر خم می باشند . )
اگر غدیر خم ....
ای کاش غدیر خم.....
----------------------------------------------------------
نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387ساعت 16:33 توسط عباس کریمی| |

سند به جا مانده از كورش به عنوان نخستين منشور حقوق بشر شناخته شده، و در سال ۱۹۷۱ ميلادي، سازمان ملل آن را به تمامي زبانهاي رسمي سازمان منتشر كرد. برخي كارشناسان معتقدند كه منشور آزادي كه توسط پادشاه ايراني (كورش) در ۲۳ سده پيش، صادر شده، از اعلاميه جهاني حقوق بشر كه در قرن بيستم تدوين شد، معنوي تر است.

نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت 16:1 توسط عباس کریمی| |

نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت 15:53 توسط عباس کریمی| |

 

یادمان باشد از امروز خطایی نکنیم

گر که در خویش شکستیم صدایی نکنیم

پر پروانه شکستن هنر انسان نیست

گر شکستیم ز غفلت من و مایی نکنیم

یادمان باشد اگر شاخه گلی را چیدیم

وقت پر پر شدنش ساز و نوایی نکنیم

یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند

طلب عشق ز هر بی سر و پایی نکنیم

یادمان باشد اگر حال خوشی دست بداد

جز برای فرج یار دعایی نکنیم

       
 

            

نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت 15:41 توسط عباس کریمی| |
دهقان فداکار پیر شد,
چوپان دروغگو عزیز شده,
شنگول و منگول گرگ شدن,
کوکب حوصله مهمون رو نداره,
اکبر تصمیم گرفته دماغش رو عمل کنه,
روباه و کلاغ دستشون تو یه کاسه اس,
حسنک گوسفندانش رو ول کرده تو یه شرکت آبدارچی شده,
آرش کمانگیر معتاد شده,
شیرین فرهاد رو پیچونده با دوست پسرش رفته اسکی,
رستم اسبش رو فروخته یه موتور خریده با اسفنیار میرن کیف قاپی,
واقعا چه بر سر ایران و ایرانی آمده؟!

 

نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت 15:37 توسط عباس کریمی| |
  • چشم یک روز گفت : من در آن سوی این دره ها کوهی را می بینم که از مه پوشیده است . این زیبا نیست ؟
  • گوش لحظه ای خوب گوش داد ، سپس گفت پس کوه کجاست؟ من کوهی نمی شنوم .
  • آنگاه دست در آمد و گفت : من بیهوده می کوشم آن کوه را لمس کنم من کوهی نمی یابم .
  • بینی گفت : کوهی در کار نیست . من او را نمی بویم .
  • آنگاه چشم به سوی دیگر چرخید ، و همه درباره ی وهم شگفت چشم گرم گفتگو شدند و گفتند : این چشم یک جای کارش خراب است ...........

 

 

 

http://malekmohamad.blogfa.com/

نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت 14:52 توسط عباس کریمی| |