˙·▪●ما هیچ ، ما نگاه●▪·˙
بهترین چیز رسیدن به نگاهی است که از حادثه ی عشق ترست
I miss you … I need you… More and More… Each Day… I Love You . . . More than Words…. Can ever Say …. HAPPY VALENTINE 'S DAY :::::::::
نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386ساعت
15:6 توسط عباس کریمی| |

به نام حق
به نام آنكه دوستي را آفريد، عشق را ، رنگ را ... به نام آنكه كلمه را آفريد.
و كلمه چه بزرگ بود در كلام او و چه كوچك شد آن زمان كه ميخواستم از او بگويم.
سالهاست دچارش هستم. و چه سخت بود بيدلي را ، ساختن خانه اي در دل.
و اين دل بينهايت، چه جاي كوچكي بود براي دل بيتابش.
او رفت و من نشناختمش . در تمام ميخكهاي سر هر ديوار، آواز غريبش را شنيدم
اما نشناختمش. همانگونه كه بغضهاي گاه و بيگاهم را نشناختم.
فقط آنقدر او را شناختم كه در سايه هاي افتاده به كلامش، به دنبال جاي پاي خدا باشم.
اينجا، هر چه هست، جز با صداقت او و كلام و نقشهاي او، حوض بي ماهيست.
شايد مزرعه اي باشد با زاغچه اي بر سر آن
زاغچه اي كه هيچكس جدي نگرفتش .
اينجا را هديه اش ميكنم. به آنكس كه براي سبدهاي پرخوابمان، سيب آورد.
حيف كه براي خوردن آن سيب، تنها بوديم . چقدر هم تنها ...
ما هیچ ، ما نگاه
عباس کریمی
اهل زرین شهر (کنار کارخانه ی ذوب آهن)
با این پونزده سالی که خدا بهم داده تونستم بیشتر از تافل زبان یادبگیرم
اول مهر رفتم دوم ریاضی!
عاشق فیزیک، زبان، شعر (مخصوصا سهراب سپهری) و... هستم
در ضمن چند وقتیه دارم دنبال خودم می گردم(!)
می تونید کمکم کنید؟
133
به نام آنكه دوستي را آفريد، عشق را ، رنگ را ... به نام آنكه كلمه را آفريد.
و كلمه چه بزرگ بود در كلام او و چه كوچك شد آن زمان كه ميخواستم از او بگويم.
سالهاست دچارش هستم. و چه سخت بود بيدلي را ، ساختن خانه اي در دل.
و اين دل بينهايت، چه جاي كوچكي بود براي دل بيتابش.
او رفت و من نشناختمش . در تمام ميخكهاي سر هر ديوار، آواز غريبش را شنيدم
اما نشناختمش. همانگونه كه بغضهاي گاه و بيگاهم را نشناختم.
فقط آنقدر او را شناختم كه در سايه هاي افتاده به كلامش، به دنبال جاي پاي خدا باشم.
اينجا، هر چه هست، جز با صداقت او و كلام و نقشهاي او، حوض بي ماهيست.
شايد مزرعه اي باشد با زاغچه اي بر سر آن
زاغچه اي كه هيچكس جدي نگرفتش .
اينجا را هديه اش ميكنم. به آنكس كه براي سبدهاي پرخوابمان، سيب آورد.
حيف كه براي خوردن آن سيب، تنها بوديم . چقدر هم تنها ...
ما هیچ ، ما نگاه
عباس کریمی
اهل زرین شهر (کنار کارخانه ی ذوب آهن)
با این پونزده سالی که خدا بهم داده تونستم بیشتر از تافل زبان یادبگیرم
اول مهر رفتم دوم ریاضی!
عاشق فیزیک، زبان، شعر (مخصوصا سهراب سپهری) و... هستم
در ضمن چند وقتیه دارم دنبال خودم می گردم(!)
می تونید کمکم کنید؟
133
- هفته چهارم مرداد 1388
- هفته سوم مرداد 1388
- هفته دوم مرداد 1388
- هفته چهارم تیر 1388
- هفته سوم تیر 1388
- هفته دوم تیر 1388
- هفته اوّل تیر 1388
- هفته چهارم خرداد 1388
- هفته دوم خرداد 1388
- هفته اوّل خرداد 1388
- هفته چهارم اردیبهشت 1388
- هفته دوم اردیبهشت 1388
- هفته چهارم فروردین 1388
- هفته دوم فروردین 1388
- هفته اوّل فروردین 1388
- هفته سوم اسفند 1387
- هفته دوم اسفند 1387
- هفته اوّل اسفند 1387
- هفته چهارم بهمن 1387
- هفته سوم بهمن 1387
- هفته دوم بهمن 1387
- هفته اوّل بهمن 1387
- هفته چهارم دی 1387
- هفته سوم دی 1387
- هفته دوم دی 1387
- هفته اوّل دی 1387
- هفته چهارم آذر 1387
- هفته سوم آذر 1387
- هفته دوم آذر 1387
- هفته چهارم آبان 1387
- هفته اوّل آبان 1387
- هفته چهارم شهریور 1387
- هفته سوم شهریور 1387
- هفته دوم شهریور 1387
- هفته اوّل شهریور 1387
- هفته چهارم مرداد 1387
- هفته سوم مرداد 1387
- هفته دوم مرداد 1387
- هفته اوّل مرداد 1387
- هفته چهارم تیر 1387
- هفته سوم تیر 1387
- هفته دوم تیر 1387
- هفته اوّل تیر 1387
- هفته چهارم خرداد 1387
- هفته سوم خرداد 1387
- هفته دوم خرداد 1387
- هفته چهارم اردیبهشت 1387
- هفته دوم اردیبهشت 1387
- هفته چهارم فروردین 1387
- هفته سوم فروردین 1387
- هفته چهارم اسفند 1386
- هفته سوم اسفند 1386
- هفته چهارم بهمن 1386
- هفته سوم بهمن 1386
- هفته دوم بهمن 1386
- هفته اوّل بهمن 1386
- هفته سوم دی 1386
- هفته اوّل دی 1386
- هفته چهارم آذر 1386
- هفته اوّل آذر 1386
- هفته چهارم مهر 1386
- هفته دوم مهر 1386
- هفته اوّل مهر 1386
- هفته چهارم شهریور 1386
- هفته سوم شهریور 1386
- هفته دوم شهریور 1386
- آبان 1388
- مهر 1388
- شهریور 1388
پروانه در وبلاگ
ز شبنم آهنگ

